| متن زير در تاريخ29/7/1384، ساعت: 4:13 عصر نوشته شده است. ¤ + نگو نميدوني ...!!!
سرگرمي تو ... شده بازي با اين دل غمگين اصلا يادت نمياد ... اون همه قول و قرارهاي که با تو بستم با اين همه ظلم ... تو ببين باز چه جوري پاي اين همه قول و قرار من نشستم نشکن دلم و ... بخدا آهم ميگيره دامنت و عاقبت ... يک روز نگو بي خبري .. نگو نميدوني دلم پر از يه نفرين سينه سوز ... نگو بي خبري ... نگو نميدوني وقتي که نيستي گريه شده کار اين دل عاشق شب و روز ... ديونه نکن ... دلم و آهم ميگيره دامنت و عاقبت يک روز .... نگو بي خبري ... نگو نميدوني دلم پر از يه نفرين سينه سوز ... نگو بي خبري ... نگو نميدوني وقتي که نيستي گريه شده کار اين دل عاشق شب و روز ... !!!
¤ نويسنده: my eyes for you متن زير در تاريخ18/7/1384، ساعت: 11:34 عصر نوشته شده است. ¤ + هميشه به تو مي انديشم
تويي که تمام زندگي مني ، تويي که شب را برايم ستاره آوردي ...!!! تويي که هرگز لحظه اي از خاطرم دور نبوده اي تويي که مي خواهمت ، تويي که نباشي ميميرم ...!!!
تويي که همه ي مني ...!! بي تو هيچم ....بي تو هيچم ... بي تو ... هيچم
امشب شب توست.. باز هم قصه همان قصهء تکراري بود
¤ نويسنده: my eyes for you متن زير در تاريخ31/6/1384، ساعت: 1:25 صبح نوشته شده است. ¤ + اين خود عشق عزيزم ... نه بهانه است نه يه عادت ...!ترسم از شب نيست ... ترسم از نبودن نيست ... ترسم از دلي است که پرده پوشي نميداند ... و زماني که بيهوده بگذرد ... و باز در امتداد شک و دلهره ... اسير وسوسه انديشه هاي خود به راه خود برويم ... راهي که هر لحظه ترس و دلهره ، بر اندام شب ، مي اندازد ...! ترسم از تکرار است .. تکراري سخت سرد ، تکراري که بي تو باشم ... دلم از تکرارم برتو دلهره و غصه ام را دو چندان ميکند ... ! که نکند برايت تکراري را تداعي کنم که خسته از تنم ، ذهنم ، صحبت و ماندنم شوي ...! من از تکراري شدنم ميترسم ...! من از رفتنت ميترسم ... من از نبودنم ... من از صداقتي که بيهوده بگذرد ... ! من از مرگ عشق ميترسم ... من از بي تو بودن ... من از سکوت ميترسم ... من از خسته شدنت ... من از بيهوده بودنم سخت ميترسم ...! يه نفس همنفسم باش، نذار از نفس بيافتم !
هق هق تلخم و بشناس، توي کوچه هاي خلوت ، اين خود عشق عزيزم ، نه بهانه است نه يه عادت ، غصه هام و به تو گفتم اما چي ازت شنفتم ، يه نفس همنفسم باش ، نذار از نفس بيافتم ، گريه هام و تو نديدي، هر چي گفتم نشنيدي ، من کدوم عهد و شکستم ، که از عشق من بريدي ، وقتي نيستي لحظه هام و ، با خيالت ميگذرونم ، حتي تا آخر دنيا ، من براي تو ميخونم ، وقتي نيستي حتي خورشيد ، ميشه مثل لحظه هام سرد ،با تو ام آهاي مسافر ، با همين ترانه برگرد ...!!!
¤ نويسنده: my eyes for you |
خانه کل بازديدها: 7544 بازديد امروز : 2 لينک به وبلاگ موضوعات وبلاگ
شناسنامه
پارسي بلاگ
پست الکترونيک
دوستان

درسا
پارسا - پرومته
دوستت دارم يک دنيا عاشقانه
جمع نوشت
بانوي مشعل بدست
گندم
سکوت باران
بارون
نازنين
مامان گلک
طعم گس خرمالو
طراح قالب: پرومته
موسيقي